مرده پرست های دیروز ؛

مرده کُش های امروز

 

 

برخی از کسانی که دیروز مرده هارا می پرستیدند ،امروز آن ها را می کشند.اما بحث من سر نحوه مرده پرستی ومرده کُشی است ونه خود مرده،که اغلب بهانه ای بوده دردست همان کسانی که ازیک طرف شیفته حرف زدن اند(حالا به سیاق باری به هرجهت یا ...)وازطرف دیگر نمی توانند واهمه ای را که اغلب موجب گمراهی می شود (وحالاهم) انکارکنند.

بحثی که ازمدت ها پیش درباره شاملو و شعرهایش پدید آمده،هم شاملو را زنده کرده وهم او را کشته است.حال، سؤالی که این جا مطرح می شود این است که چرا شاملو زنده می شود ،چرا می میرد؟پاسخ چندان پیچیده نیست.شاملو هم مانند شمارزیادی ازما درون دوگانه ای دارد.اما فرق عمده ی او با ما در ابراز آن بخش به سکوت کشیده شده ای است  که ما جرئت اظهار آن را نداشته ایم وحالا فقط خیال می کنیم که داریم.وشاملو اتفاقاً و متأسفانه به واسطه آن بخش به صدادرآمده و سالیان دراز شاملو باقی مانده است.چرامی گویم متأسفانه ؟چون شاملو اگر با چیزی ،کسی ویا یک جریان فکری مقابله کرده وآن هم ازطریق شعرهایش ،نحوه مقابله اش با نحوه حمله آن گروه یکی بوده است.او شعررا این گونه دیده است.با وجوداین ،این هدف متضمن سویه ای دوگانه است:الف،دفاع از آنچه بشری است.ب،حمله به آنچه غیربشری است.این محتوا سال های سال ادامه داشته وبه طول انجامیده است.یعنی تا زمانی پیش آمده است که ایدئولوژی مطرح بوده است.مقصودم همان چیزی است که حالا بسیاری ازکسان حتی باشنیدن واژه ی آن  رو ترش می کنند.وازاین روست که شاملو هم ،با داشتن همین جنبه مورد حمله قرار می گیرد .اما طرف  مضحک قضیه  آن است که حمله کننده ها هم همان راهی را می روند که شاملو رفته بود.آن ها معتقدند که شعر شاملو اقتدارگرایانه ،آرمانخواه و...است.با خواندن اکثرشعرهای شاملو ما هم به این نتیجه می رسیم.اما نکته ای دراین جا نهفته وپوشیده است؛نکته ای ظریف که برای درک آن لازم نیست عرق چندانی ریخت.مگراین که خودرا به آن راه بزنیم و بر خود شاملو و شعرهایش متمرکزشویم.دراین صورت به جرئت می توان گفت که شاملو شجاع ترازمابوده است.به دلیل این که واهمه اورا گمراه نکرده است.اما همین واهمه باعث گمراهی ما می شود.چرا؟شما چیزی درشاملو وشعرهایش می بینید که قدمتی بس دراز دارد:تک صدایی.شما به بعد آشکار ودرعین حال بسیار مهم شعرهای او که هزار البته انتقادکردنی است ایراد می گیرید.اما آیا خوداو به چنین بعدی ایراد نگرفته است؟او همین شیوه را با ابزار موجود در دست جانبداران حوزه تک صدایی به کاربرده است.به همین دلیل ،تحقیق بهتراست ازهمین نقطه شروع شود.دراین صورت ،ما هم وارد عرصه خواهیم شد.درچنین نقطه ای علت مرده پرستی و متعاقباً مرده کُشی ریشه یابی خواهدشد.شاید برای همین است که با تلاشی متلاشی کننده سعی دارند صدای واجد بعدی  عادلانه وبعد متکبرانه وآمرانه یکجا حذف شود.دراین صورت آن تلاش تلاش بسیار مشکوکی است.چه،دیدن صدایی با بعدانسانی وحذف آشکار آن تعریف جدیدی از شعر به دست می دهدکه نه به نفع انسان ها که به نفع اقتدارگرایان است.       

/ 1 نظر / 6 بازدید
نسرين

يک خانواده خوشحال چيزي جز يک بهشت زود رس نيست. برنارد شاو