بچه نیستی    ازبچه نبودن چرا می ترسی؟      بخند

چندبار گفتم  بخند بخند        نفهمیدی ؟

وقتی تو کی می خواهی بفهمی  حتی بچه نیستی  خوب می دانی

گفتم که بخند خنده مرا شادم می کنی  باور کن

هی می آیی راهم را می بندی مرا به خودت   بیایی کجا می آیی؟

نه    از آمدن ورفتن یک ذره هم دلم لک نمی زد     بس است

دیگر برای من فصل سرخ گذشته از صورت     باورکن

جاافتاده شده ام به قول تو  یعنی خر شده ام  نه؟   خوب می دانی

چرا تو مثل همه به جای خوشحالی این همه گریه می کنی  بس است

وگاهی آدم دلش حتی برای گریه وقتی توکی می خواهی بفهمی هم     باورکن

نه  تورا ؟  نه   دست هایت را باز کنی چنان سینه ام سینه ات را بغل می کندکه

ازتو می گذرم  همان طورکه آفتاب ازشیشه

و درتو می مانم  همان طورکه     باورکن

این ها را خوب می دانی      بس است   بخند

 

 

/ 2 نظر / 6 بازدید

يادمان بخير يا جسم محض بوديم يا روان ناب.دلت را در كلمه لو ميدهي و كلمه را در دلت تكه تكه مي كني.نزديكتر بيا تا در تو غوطه ور شوم من شنا را خيلي دوست دارم ميداني كه.به خودت نگير و مرا در كلمه لو نده گنجشكك تو

فرزاد حسنی

در لحظه ی تحویل و دگر گشتن سال با سبزه و تنگ ماهی و آب زلال بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا مانند نسیم می پرم ،بی پرو بال پیشاپیش سال نو و فرارسیدن نوروز باستانی را به همه دوستان دیده و نادیده ام تبریک می گم . "فرزاد حسنی " از صمیم قلب صحت و تندرستی و موفقیت همه شما عزیزان را در سال جدید آرزو می کند و امیدوار است سال آتی سالی سبز و با شکوه و سرشار از خیر و برکت و به دور از جنگ و خشونت را شاهد باشیم .آنچه در این پست می خوانید آخرین پست من در سال 87 است که یاداشتی است شخصی در احوالات 30 ساله شدن و روز تولدم ...خوشحالم می کنید اگر کامل و تا به آخر بخونید و نظرتون رو بدونم .....لینک وبلاگ : http://talkhzibast.persianblog.ir/