سرخ شده بودآفتابم وحالا دیگرنبود

سرخ شده بودآفتابم وَحالا دیگرنبود برگشتم پاره شد نگاه نکردم کش آمد تا خیابان با دودوست ومچ های زخمی که نمی دیدمشان می رفتم کش آمدتا امروز ازآفتابی که مدام غروب می کرد وُمی زد نفهمیدم خوابم یا بیدار کش آمد دیروزتا امروز برنگشتم مثل آن روزکه سرم نچرخیده بودبه سمت آفتابم که رفت یا رفتم نفهمیدم صورتش روی پرده ای ازسرب حک شد وسرم سنگین برنگشتم چون که برگشتن سبک نبودتا مردمک های چشم ها حتی بردارد این عکس را ببرد به سمتی هرسمتی جزگونه های گل انداخته ازشرمش جز سایه های دست هاش که روی زانوها بلاتکلیف مانده بود ازسایه ها ش دورشد دست هام مثل تیرکی ازقطاری که راه بیفتد ازایستگاه به ناکجا برنگشتم کش آمد دیروزتا امروز کاش بی فایده بود اگرمی گفتم آن جا نشسته بود وآن جا را برای من برای همیشه آن جا نشانده بود ازکنارمیزگذشتم دربازبود وآن دودوست بیرون منتظرم بودند که پاره شدنگاه ودل کش آمد ازتاریخ نگفتم بعدازآن یا ازصورتی برگشته به پشت ِ سر کش آمده بودپشت ِ سر کش می آمد تاریخ می جوشید توی دیگی که درآن بودم وتاریخ نبود وُدرغلغل آب دیگ حتی گذشته نبود خواب ساحلی می دیدم که درآن زنی به سفیدی شکم ماهی ها کش می آمد بعدفهمیدم که رودهایی را که قبل ازآن دیده بودم خواب هایی بود که دیده بودند بعدبود که فهمیدن هم مثل نگاه ودل پاره شد برنگشتم دربازبود تا خیابان ومن ازکجا یکدفعه سرازآن جا درآوردم وُباران گرفته بودودستی دسته ی چتری را بالاسرم کش آمد وُمن نه باران نه چتر نه خیابان نه آن دودوست را نمی دیدم سیل می آمد وسیل می دیدم وآفتابم کش می آمد روبه دریایی که به هرحال حتی اگرنبود داشتم نزدیک می شدم به دور وُ دنیا شبیه شکم ماهی ها سفیدمی زد تا دریا که مثل آینه آن جا را تکثیرکرده بود وموج می زد سایه های دست های بلاتکلیف کش می آمد وُ بعد پاره شد برگشتم به برنگشتن نشد نگاه نکردم به نگاه کردن نشد کش آمد خیابان با دوددوست ومچ های زخمی که نمی دیدمشان می رفتم می رفتم می رفتم می رفتم می رفتم می رفتم می رفتم سرخ شده بودآفتابم وَحالا دیگرنبود

/ 2 نظر / 16 بازدید
خر در چمن

خیلی جالب بود. خیلی خوشم اومد. سبک جدیدی بود که باهاش مواجه شدم. هر موقع آپدیت کردید خبرم کنید. دوس دارم مطالبتونو بخونم. وبلاگ ما هم طنز هست که تقریبا هر روز آپدیت هستیم.

ابوالفضل دادا

سلام دوست عزیزم از آشنایی با شما خوشحالم دوم بهم 88 اولین روز تولد شعر ( زلال ) است . جهت آگاهی بیشتر - خواهشمندم به وبلاگ ( زلال های دادا ) تشریف فرما شوید !