DADA

یکی ازهفت مانیفست "دادا"

 

 

 

 

 

 

 

(امضاکنندگان این مانیفست درفرانسه،آمریکا،اسپانیا،آلمان

ایتالیا،سوئیس،بلژیک وزنده اند؛اما هیچ کدام ملیتی ندارند)

 

 

 

 

                          دادا همه چیزرا برمی انگیزد

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دادا همه چیزرا می داند.  دادا به همه چیز تف می کند.

اما......

     دادا هرگزدرباره ی این ها باشما حرف نزد

 

ازایتالیا

ازآکاردئون

ازشلوارهای زنانه

ازوطن

ازماهی های ساردین

ازهنر(گنده اش می کنیددوست عزیزم)

ازرکود

ازآنونزیا

آره=نه                      چه وحشتناک

ازقهرمان ها

ازسبیل ها

ازبلهوسی ها

آره =نه                  ازخوابیدن با ورلین

ازایده آل(با وقاراست)

ازماساچوست

ازگذشته

آره=نه                        ازبوها

ازسالادها

ازهوش وذکاوت،ذکاوت،ذکاوت

ازیک روزکار8ساعته

ازبنفشه های پارما

 

            هرگز        هرگز       هرگز

دادا حرف نمی زند.                    دادا فکرثابتی ندارد.         دادا مگس شکارنمی کند.

وزارتخانه ها به دست چه کسی زیرورو شد؟ به دست دادا

 

                   فوتوریست مرد.چرا؟ به خاطردادا

                      یک دخترجوان خودکشی کرد.برای چه؟به خاطردادا

                             به ذهن ها با تلفن دست پیدامی کند.باعثش کیه؟دادا

                            روی پاهاتان فشرده می شود.این داداست.

                            اگردرباره ی زندگی افکارجدی درسردارید،

   آره=نه        اگر دست به کشف های هنری می زنید

                            واگر همان طورکه هستید کاسه سرتان از خنده ترک برمی دارد،

                            اگر فکرمی کنید تمام افکارتان بی خاصیت ومضحک است،بدانیدکه

 

دادا شروع کرده ست به صداکردن شما

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش کوتاهی ازیک مقاله

 

دا دا

 

رومن یاکوبسن

 

 

 

رومن تریستان تزاراگفته است:"من با سیستم ها مخالفم؛پذیرفتنی ترین سیستم، بدون سیستم بودن است."درپی او ،غرش های جنگاورانه ی  مارینه به گوش می رسد:"لعنت برکسانی که مثل مومیایی ها سفت وسخت برجای خودمیخکوب شده اند."وبلافاصله پس ازآن ،"تبلیغات ضدفرهنگی "؛بلشویزم درهنر"؛"آقایان اگر به خاطر اخلاق همسرانتان ،آسودگی آشپزهایتان،صداقت معشوقه هایتان ،سالم بودن صندلی هایتان ،درامان ماندن ثروتتان به رعشه بیفتید،حق دارید.اما دربرابراین ها چه خواهیدکرد؟می پوسید وحریق ازمدت ها پیش آغاز شده است."(ریبمون دسنی).تزارا با لحنی که لئونید آندریف را به خاطرمی آوردمی گوید: "تشکیلات اجتماعی را متلاشی می کنم:همۀ آن ها را باید مرعوب ساخت."

بر  این عصیان  زیباشناختی  ِفاقدسیستم  به عنوان« انقلاب عظیم تازه ها ی هنری بین المللی "هوئلزنبک بایست نامی نهاده می شد.درسال ِ 1916نام "دادا"برآن گذاشته شده بود.این نام،به همراه تفسیرها به دهان منتقدها افتاده بود.مهم ترین سلاح ِ منتقدان متهم کردن آنان به شارلاتانی وشیادی بود.مارینه نوشت: "فوتوریسم وزوزمی کند..."به دنبال این،ستون روزنامه های بسیاری ازنوشته پرشد.منتقد،یک گلچینی ازنوشته های فوتوریستی می قاپد،به تصادف ازمیان صفحات یک صفحه  انتخاب ورأی خودرا صادر می کند.متفکران زهرآلود ازگزافه های سمبولیسم پاسخ می دهند:"چیز دیدنی درمیان نیست."فوتوریسم پایان می دهد.،""فوتوریسم صبوری نشان می دهد"،"فوتوریسم سرپوش می گذارد"منتقدجواب می دهد:«من نمی بینمتان ای متقلب ها!»می گویند:«فوتوریسم هنرآینده است.»منتقد:«این دروغ است!هنربرون گرایی است.»«دروغ است!»ولی بسیارخوب«دادا»؛«دادا»یعنی چه؟دادائیست ها بلافاصله مداخله می کنندودرجواب می گویند:«دادا یعنی هیچ چیز.»

          پیکابیا، هنرمنددادائیست،با تغییردادن یک معمای کهن ارمنی می گوید:«دادا مثل چیزهای دیگر نمی هراسد.هیچ معنایی  ندارد.»مانیفست دادا،بورژوازی را تشویق می کند تا درخصوص او افسانه ها بسازد.«دادا—اکنون واژه ای فکرآفرین وجوددارد؛حالا دیگر هربورژوایی یک نمایشنامه نویس کاشف دیالوگ های متفاوت است.»دوستداران اتیمولوژی ازاین که بگویند برخی سیاهان دم گاومقدس را "دادا"نامیده اند،یا دربعضی ازنواحی ایتالیا "دادا"به معنای مادراست،ویا درزبان روسی کلمه ی تأیید است کوتاهی نمی کنند.اما دادا نه با اولی ،نه با دومی ونه با سومی ارتباطی ندارد.دادا کلمه ای است ساده وبی معنی.کلمه کوچک بی معنایی (دادازوف،داداچه)که می توانددرسراسر اروپا دهان به دهان بگردد،معنا وپسوندهایی برآن افزوده شود ،واژه هایی ازآن مشتق شود،مردم درموضوعات مرتبط به نتایجی برسند وخلاصه به سادگی شکلش را تغییردهند.

هوئلزنبک می نویسد:«کلمه دادا کاراکتر بین المللی حرکت را نشان می دهد.»خودِ پرسش دادا چیست؟اساساً ضددادائیستی وناشیانه است.»ومی افزاید:«دادا چه می خواهد؟»دادا چیزی نمی خواهد.تزارا می گوید:«من درحال نوشتن یک مانیفست هستم وهیچ چیز نمی خواهم...قواعدی برضد مانیفست ها دارم.درعین حال با قواعد مخالفم.»

  

 

 

/ 1 نظر / 9 بازدید
نیما

سلام وبلاگ جالب و زیبایی دارید حاضر به تبادل لینک هستید؟